مرد جوان که در درگیری دسته جمعی در روستای زرین دشت فیروزکوه دست به جنایت زده بود بعد از ۹ سال توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و از یک قدمی چوبه دار به زندگی برگردد.
رویداد۲۴ دهم مرداد سال ۹۰ درگیری دسته جمعی در روستای زرین دشت فیروزکوه به خون کشیده شد و مرد ۲۷ سالهای به نام فتحعلی در این درگیری جان سپرد. بررسیها نشان میداد این مرد با ضربههای جسم سخت به سرش دچار شکستگی جمجمه شده است.
در این رابطه هفت متهم بازداشت شدند و سه نفر از آنها مشارکت در قتل را گردن گرفتند. برای چهار متهم دیگر نیز به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر شد.
بیشتر بخوانید: ازدواج دوم داماد تهرانی با زن آشنا سرش را به باد داد / ۳ برادر زن او را سلاخی کردند
متهمان در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میزمحاکمه ایستادند.
در آن جلسه همسر قربانی در جایگاه ویژه ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: من و دخترم سوار موتور همسرم بودیم و از روستا بیرون میرفتیم که یکباره محمد با موتور جلوی راهمان پیچید. او از روی موتور با لگد به من زد که موجب شد موتورمان منحرف شود و به زمین بیافتیم. او به سمت روستا فرار کرد و ما به روستا برگشتیم. همان موقع حدود ۵۰ مرد به سمت همسرم حمله ور شدند. محمد با قفل فرمان به سرشوهرم زد. احمد با داس به او حمله و احسان هم با چوب به سر شوهرم زد. مردان دیگر نیز همگی شوهرم را به باد کتک گرفتند تا اینکه همسرم مقابل چشمانم جان سپرد. من و فرزندانم برای همه عاملان این جنایت حکم قصاص میخواهیم.
سپس محمد در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: در محل کارم بودم که یکی از بستگانم با من تماس گرفت و گفت فتحعلی سر موضوع کوچکی با مادرش درگیر شده و او را به شدت کتک زده است. از شنیدن این حرف عصبانی شدم. از محل کارم به خانه برمی گشتم که فتحعلی و زن و بچه اش را سوار موتور دیدم و به آنها لگد زدم. وقتی به روستا برگشتم تعداد زیادی از اهالی روستا در آنجا جمع شده بودند. فتحعلی و زن و بچه اش به محض اینکه وارد روستا شدند همه با چوب و چماق به سمت آنها حمله کردند، اما من ضربهای به فتحعلی نزدم. من دیدم که احمد با داس به سر او زد. من قبلا تحت فشار قتل را گردن گرفته بودم.
وقتی احمد ۴۸ ساله پشت تریبون دفاع ایستاد وی هم منکر مشارکت در قتل زد و گفت: قبول دارم در درگیری داس در دست داشتم، اما ضربهای به فتحعلی نزدم.
احسان ۵۷ ساله نیز منکر مشارکت در قتل شد و خود را بی گناه خواند. وی گفت در درگیری چوب در دست داشتم، اما ضربهای به فتحعلی نزدم. سپس چهار متهم دیگر یک به یک در جایگاه ویژه ایستادند و همگی منکر معاونت در قتل شدند.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرکهای موجود در پرونده و اظهارات شاهدان، محمد و احسان را به قصاص با پرداخت تفاضل دیه از سوی اولیای دم محکوم کرد. احمد و سایر متهمان نیز به خاطر شرکت در نزاع منجر به قتل به زندان محکوم شدند.
این حکم در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد. تا اینکه دو سال قبل احسان توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند. چون اولیای دم نتوانسته بودند تفاضل دیه را بپردازند حکم اعدام محمد که در زندان بود اجرا نشد.
وی بلاتکلیف مانده بود که سرانجام و با گذشت نزدیک به ۹ سال از این جنایت توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند.
وی دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.
وی گفت: باور کنید من قاتل نبودم و ضربه کاری را به فتحعلی نزدم. افراد دیگر با چوب و چماق به او حمله کردند و او را کشتند.
وی درباره جلب رضایت اولیای دم گفت: پدر و مادرم همه دارایی شان را فروختند تا توانستند رضایت اولیای دم را جلب کنند. من نزدیک ۹ سال است که در زندانم و حالا از قضات تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند