رویداد۲۴- یک کارشناس مسائل غرب اروپا و آمریکا با تاکید بر اینکه نقطه ثقل توجه سیاست خارجی ایران باید به منطقه معطوف شود تاکید کرد که باوجود اهمیت منطقه، اقتصاد فلج شده جمهوری اسلامی تنها با تکنولوژی و سرمایه اروپا احیا میشود.
علی بیگدلی، استاد دانشگاه در گفتگوی نوروزی با
رویداد۲۴ تصریح کرد که ایران باید عمده فعالیت خود را صرف نزدیک شدن به اروپا کند و لازمه این امر رعایت بیشتر قواعد بین المللی است. ضمن اینکه باید تغییراتی در ساختار اقتصادی کشور رخ دهد چراکه ساختار اقتصادی کشورمان گنجایش پذیرش این میزان سرمایه را ندارد. بنابراین گمشده ایران نه در منطقه بلکه در اروپای غربی است.
با توجه به اینکه اولویت سیاست خارجه ایران در سال ۹۴ پرونده هستهای بود، محوریت سیاست خارجی ایران در سال ۹۵ را چه میدانید؟
در سال ۹۵ امیدواریم بدون هیچ مانعی برجام به اجرا درآید. پیش از این از سوی آمریکا موانعی بر سر راه اجرای برجام وجود داشته و از ورود هیاتهای تجاری به ایران جلوگیری شده است. در سال جاری با انتخاباتی که در آمریکا برگزار میشود، امید میرود که جمهوری خواهان پیروز نشوند و خانم کلینتون وارد کاخ سفید شود چراکه این امر بیشتر به نفع ایران خواهد بود. اما به نظر بنده نقطه ثقل توجه سیاست خارجی باید به منطقه معطوف شود. منطقه ما در آستانه تحولات اساسی است؛ از جمله اینکه ممکن است اعراب و سوریه دچار نوعی تجزیه قومی شوند و این برای ایران بسیار زیان آور خواهد بود. به همین دلیل در حال حاضر اقلیم کردستان عراق به شدت به دنبال این موضوع است و آمریکا نیز از آن دفاع میکند در حالیکه ایران به شدت با آن مخالف است.
از طرف دیگر عربستان با توجه به اینکه تمام ابزارهای موجود را علیه ایران به کار برد، خیلی توفیقی کسب نکرد و مثلث شومی که در منطقه به وجود آمده بود –عربستان، قطر و ترکیه- با آمدن احمد داوود اغلو، نخست وزیر ترکیه به ایران در سال گذشته تا اندازهای متزلزل شد. این سفر بسیار پرمعنی بود. با توجه به مشکلاتی که ترکیه دارد، (این کشور سالانه بین ۲۰ تا ۲۲ میلیارد دلار درآمد توریستی داشت که حال به ۹ میلیارد دلار رسیده و رجب طیب اردوغان ترکیه را بیجهت وارد ماجرایی کرد که هیچ نفعی برای ترکیه نداشت) و هدف این کشور برای ممانعت از رشد قدرت منطقهای ایران و همچنین شیعه گرایی، با عربستان و قطر همراه نشد و به هیچ نتیجهای هم نرسید. بنابراین آقای اردوغان که از عضویت در اتحادیه اروپا ناامید شده بود، تئوری نگاه معطوف به شرق را مطرح کرد و از آن زمان بخش عمده پتانسیلش روی مسائل شرقی بود.
در حال حاضر با توجه به جریان ورود مهاجران به اروپا ترکیه باردیگر در حال بازگشت به سمت اتحادیه اروپا است. حتی در جلسهای که در روزهای پایانی سال گذشته برگزار شد داوود اغلو در جلسهای با مقامات اروپایی اعلام کرد اگر مسئله پیوستن ترکیه به اتحادیه حل شود، این کشور نیز مسئله مهاجران را سروسامان خواهد داد. بنابراین این سفر پیامهای زیادی داشت از جمله اینکه اگر ترکیه عضو اتحادیه اروپا شود، خودش را از مسائل خاورمیانه دور خواهد کرد و این به نفع ایران خواهد بود. این مثلث شکسته خواهد شد و عربستان هم مجبور میشود با وساطت آمریکا نوعی ارتباط جدید با ایران برقرار کند.
در مورد روابط ایران و ترکیه، با وجود اختلافات فعلی چرا روابط دو کشور هیچگاه آنطور که روابط جمهوری اسلامی با عربستان به تنشهای جدی میرسد، تنش آلود نمیشود که به قطع روابط منجر شود.
عربستان مرتکب اشتباه شد. ملک سلمان که به تازگی روی کار آمده فردی جوان و بیتجربه است که عجولانه تصمیم میگیرد و همزمان با نهایی شدن برجام همه ابزارهای خود را علیه ایران به کار برده تا جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار دهد و ایران را به جنگ بکشد و در نهایت مانع اجرایی شدن برجام شود. وی به امید روابط پنهانی که با اسرائیل و کنگره آمریکا داشت دست به چنین اقدامی زد ولی هیچ یک از این اقدامات به نتیجه مطلوب نرسید. کشور ما نیز سیاست خویشتنداری را در پیش گرفت که کار بسیار متین و باارزشی بود چراکه در صورت هرگونه واکنشی در برابر عربستان، برجام به تاخیر میافتاد.
از طرفی نیز ترکیه به انرژی ایران احتیاج دارد؛ این کشور از ایران نفت و گاز خریداری میکند و هیچ کشوری به این اندازه به ترکیه نزدیک نیست که بتواند انرژیاش را تامین کند و از آنجایی که اختلافات شدیدی هم با روسیه دارد، از این کشور نیز نمیتواند نفت تهیه کند و ایران نزدیکترین منبع تامین کننده انرژی برای آنها محسوب میشود. ترکیه علاقهای ندارد که روابط خود با ایران را مخدوش کند و سفر داوود اغلو به ایران پس از دو ماه مذاکرات پنهانی خیلی سخت انجام شد و بسیار مهم بود چراکه آقای داوود اغلو تئوریسین آقای اردوغان است. به نظر میرسد روابط با ترکیه به سمت بهبودی میرود و هرچه این بهبودی گسترش یابد به زیان مثلث خواهد بود.
مسئله اینجا است که ایران و ترکیه از نظر ایدئولوژیک دو نقطه مقابل هم هستند و جهت گیریهایشان در حوزههایی مانند سوریه کاملا مقایر با هم است اما شاهد هستیم که این مسئله تاثیری روی روابط دو کشور نداشته است. آیا میتوان گفت که دو طرف منافع ملی و ثروت را بر ایدئولوژی ارجح میدانند؟
موضوع سوریه در حال خروج از حوزه قدرت کشورهای منطقه است یعنی نه ایران و نه ترکیه دیگر نفوذی در این کشور ندارند. سرنوشت سوریه به دست آمریکا و روسها افتاده است؛ روسها تنها پایگاهی که در خاورمیانه و شاید در جهان داشتند –پایگاه لاذقیه- را بار دیگر آباد کردهاند و به آن قدرت بخشیدهاند.
در آینده بشار اسد عوض میشود و این نگرانی وجود دارد که با عوض شدن بشار اسد و انتخاب نشدن جانشین او از خانواده علوی، رابطه ایران با حزب الله هم قطع شود. بنابراین آینده حزب الله هم چندان روشن نیست. احتمالا این تغییر در سال جاری عملی شود، بنابراین موضوع سوریه از دست ما، عربستان و قطر و ترکیه بیرون رفته و به یک موضوع بزرگتر تبدیل شده است.
ارزیابی شما از عملکرد تیم سیاست خارجی دولت به خصوص در حوزه منطقهای چیست. آیا عملکرد دولت در سال گذشته به گونهای بوده که زمینه ساز مدیریت بهتر مسائل منطقه در سال جاری باشد؟
همانطور که اشاره کردم سیاست خویشتنداری ما در مقابل عربستان قابل ستایش است و سخنان رئیس جمهور مبنی بر اینکه دوره تخاصم به پایان رسیده و باید وارد دوران تعامل شویم، پیامی هم به نهادهای داخلی کشور و هم به کشورهای منطقهای و جهان است. البته باید به این نکته توجه داشت که نباید در منطقه به دنبال حل و فصل مشکلات اقتصادی بود چراکه مشکل اقتصادی ما را فقط اتحادیه اروپا میتواند حل کند و به همین دلیل باید سیاستهایمان با غرب را تا اندازهای تغییر دهیم.
اقتصاد فلج شده ما تنها با تکنولوژی و سرمایه اروپا احیا میشود. بنابراین ما عمده فعالیت خود را باید صرف نزدیک شدن به اروپا کنیم و لازمه این امر آن است که قواعد بین المللی را بیشتر رعایت کنیم. ضمن اینکه باید تغییراتی در ساختار اقتصادی کشور دهیم چراکه ساختار اقتصادی ما گنجایش پذیرش این میزان سرمایه را ندارد. بنابراین گمشده ایران نه در منطقه بلکه در اروپای غربی است.