جعفر شریف امامی؛ نخست وزیر پنج درصدی پهلوی
رویداد۲۴ مازیار وکیلی: جعفر شریف امامی دو دوره نخست وزیری ایران را بر عهده داشت. دوره اول با اینکه وضعیتی تقریبا آرام را پشت سر گذاشت، کارش به استعفا ختم شد. او همچنین در دوره دوم به عنوان سی و یکمین نخست وزیر در دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی منصوب شد که عمر دوران نخست وزیریاش بیش از ۶۹ روز طول نکشید. شریف امامی همچون جمشید آموزگار و شاپور بختیار و غلامرضا ازهاری، در حالی ریاست دولت را بر عهده گرفت که ایران در آستانه انقلاب قرار داشت.
جعفر شریف امامی در سال ۱۲۹۱ در تهران متولد شد. پدرش یکی از مشهورترین روحانیون تهران در عهد قاجار بود که از ناصرالدین شاه لقب معتمد الشریعه و از مظفرالدین شاه لقب نظام الاسلام دریافت کرده بود.
عکسی از جوانی جعفر شریف امامی
شریف امامی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه شریف انجام داد و سپس دوره متوسطه را در مدرسه ایران و آلمان سپری کرد و دوره هشت ساله فنی را هم در همان جا گذراند. در همین ایام بود که شریف امامی سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی را فرا گرفت. پس از پایان تحصیل به استخدام وزارتخانه طرق و شوارع (راه) درآمد. در سال ۱۳۱۲ با توصیه امام جمعه وقت تهران به همراه ۳۰ نفر دیگر از محصلان برای ادامه تحصیلات به آلمان رفت. او در همین دوره با زهرا شریف امامی ازدواج کرد.
شریف امامی چند سال در آلمان به انجام تحصیل پرداخت و سپس با استفاده از بورس دولتی به سوئد رفت و در آنجا تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق تکمیل کرد و بعد از بازگشت به ایران در اداره راه آهن به کار خود ادامه داد. شریف امامی بعد از بازگشت از سوئد مدتی معلم کلاس لوکوموتیو بود. بعد معاون اداره جریه راه آهن شد و سپس به سمت ریاست این اداره ارتقاء پیدا کرد.
به گزارش رویداد۲۴ اولین بحران زندگی جعفر شریف امامی در سال ۱۳۲۲ برای وی پیش آمد. در این سال وی توسط متفقین به جرم گرایشهای ژرمانوفیلی (هواداری از آلمان) دستگیر و به مدت یک سال در اراک در زندان به سر برد. بعد از آزادی از زندان به توصیه شوهر خواهراش احمد آرامش که دست راست احمد قوام السلطنه و حزب دموکرات بود به سمت ریاست بنگاه مستقل آبیاری منصوب شود تا از همین طریق بتواند ارتباطات سیاسی خود را گسترش دهد. این رفت و آمدها و ارتباطات او را به سپهبد رزم آرا نزدیک کرد.
بعد از نخست وزیری سپهبد رزم آرا، شریف امامی به سمت معاونت وزارت راه منصوب شد و پس از مدت کوتاهی و در ترمیم کابینه رزم آرا به وزارت راه رسید و تا زمان قتل رزم آرا در اسفند ۱۳۲۹ در این سمت مشغول فعالیت بود. در سال ۱۳۳۰ و در زمانی که دکتر مصدق در راس هیات دولت قرار داشت و نخست وزیر بود به توصیه عبدالله معظمی، شریف امامی را به عنوان یکی از اعضای شورای عالی برنامه منصوب شد.
شریف امامی، اما سودای پستهای مهمتری داشت به همین خاطر تلاش کرد خود را به سرلشگر زاهدی نزدیک کند تا در صورت سقوط دولت مصدق جایگاه مناسبی در دولت داشته باشد. همین اتفاق هم افتاد و پس از روی کار آمدن دولت زاهدی به سمت مدیرعامل سازمان برنامه منصوب شد. بعد از دو ماه مجدداً پیشرفت کرد و ترفیع گرفت و این بار به عنوان رئیس شورای عالی سازمان برنامه منصوب شد.
جعفر شریف امامی و فراماسونری
عباس میلانی مینویسد «در میان افراد مشهور معاصر با شریف امامی، او از همه بیشتر توانست فراماسونری را در ایران یکپارچه و متحد کند و فراماسونرها دائماً در سیاستهای ایران مدرن بودهاند. شریف امامی یکی از رهبران لژ بزرگ ایران بود که پس از تمرکز لُژهای پراکنده فراماسونری موجود در ایران تشکیل شد.»
در انتخابات مجلس سنا در سال ۱۳۳۲ کاندیدای مجلس شد و به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس سنا رفت. بعد از روی کار آمدن دکتر منوچهر اقبال در سال ۱۳۳۶ به عنوان وزیر صنایع و معادن انتخاب و مدتی بعد نائب نخست وزیر شد. در پی تقلب در انتخابات مجلس بیستم و رسوایی که این انتخابات گسترده به بار آورد منوچهر اقبال از سمت نخست وزیری برکنار و شریف امامی جای او را گرفت تا برای اولین بار به بالاترین مقام اجرایی کشور در عصر پهلوی برسد و مامور تشکیل کابینه شود.
از مهمترین اتفاقات دوران نخست وزیری جعفر شریف امامی یکی بازسازی و ایجاد روابط حسنه با مسکو بود و دیگری تجدید انتخابات مجلس بیستم که طی برخی چهرههای مستقل مثل اللهیار صالح، ارسلان خلعتبری، جعفر بهبهانی، مهندس مقدم مراغهای و محمد عبدالله گرجی به مجلس راه پیدا کردند. اولین افشاگریها در همین مجلس اتفاق افتاد. اولین افشاگریهای سران رژیم پهلوی هم در همین مجلس اتفاق افتاد و احمد آرامش وزیر مشاور و مدیرعامل سازمان برنامه علیه ابتهاج مدیر پیشین این سازمان دست به افشاگری زد و پرده از دخالت آمریکاییها در برخی از معاملات و قراردادهای اقتصادی برداشت.
در مجلس هم تنشهایی وجود داشت. اللهیار صالح اعتبارنامه آقا جمال اخوی وکیل اول تهران رئیس هیات نظارت انتخابات تابستانی را معتبر ندانست و مجلس را شایسته ادامه فعالیت ندانست. اما مهمترین حادثهای که در دوران اولین نخستوزیری شریف امامی رخ داد، ماجرای اعتصاب معلمان در اعتراض به حقوق اندکشان بود.
شرایط معلمان در آن دوران بسیار سخت بود و حقوقی که میگرفتند کفاف زندگی آنها را نمیداد. در گزارشی از روزنامه کیهان از وضعیت معلمان در آن دوران آمده است: «معلمین میگویند حقوق یک دبیر سابقهدار لیسانسه کمتر از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کمتر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کمتر از یک راننده تاکسی است. یک لیسانسه در وزارت فرهنگ ماهی ۴۰۰ تومان میگیرد، ولی لیسانسه دیگر با همان تحصیلات و پایه معلومات در یک سازمان دولتی دیگر ۲۵۰۰ تومان دریافت میکند…هستند کسانی که بعد از هشت سال خدمت ۲۷۳ تومان حقوق میگیرند.»
به گزارش رویداد۲۴ شریف امامی در ابتدای تشکیل دولت خود در مجلس وعده داده بود به وضعیت فرهنگیان و معلمان رسیدگی کند. شریف امامی در مجلس گفته بود: «راجع به حقوق معلمان بایستی به اطلاع برسانم که با تبعیض فاحشی که نسبت به آنها شده، لازم بود که توجهی به حقوق آنها بشود و بالاخص آنهایی که حقوقهای پایین میگرفتند و حقوق بسیار کمی داشتند که این کار شده است.»
براساس همین وعده جهانشاه صالح وزیر فرهنگ شریف امامی لایحهای تهیه کرد که طی آن حقوق آموزگاران ۱۰۶۰ و حقوق دبیران ۱۴۵۰ تومان پیشبینی شده بود. این لایحه مورد اعتراض شدید معلمان قرار گرفت و آنها در اعتراض به این لایحه در باشگاه مهرگان کنار هم جمع شدند و با اعتصابی سراسری مدارس را به تعطیلی کشاندند. افراد متحصن کمکم به سمت مجلس در خیابان بهارستان حرکت کردند و تجمع اصلی خود را در آنجا انجام دادند.
روزنامه اطلاعات درباره این تجمع مینویسد: «ساعت ۸:۳۰ معلمین به میدان بهارستان رسیدند و چون جلوی خیابان اکباتان قبلا توسط ماموران انتظامی بسته شد، در خیابان شاهآباد و اول بهارستان بر روی زمین نشستند. رفته رفته با تحریک نیروی شهربانی درگیری معلمان با پلیس آغاز شد و ماموران از ماشین آبپاش برای متفرق کردن استفاده کردند، اما معلمان با وجود اینکه خیس شده بودند از جای خود بلند نمیشدند.»
این تجمع در نهایت به درگیری کشیده شد و در جریان این درگیریها سه نفر کشته شدند. دو نفر با چاقو و یک نفر هم به ضرب گلوله سرگرد شهرستانی رئیس کلانتری آن منطقه، ابوالحسن خانعلی دبیر فلسفه و عربی دبیرستان جامی کشته شد. خانعلی عضو حزب و گروه خاصی نبود و صرفاً برای بیان خواست صنفی معلمان در بهارستان حضور پیدا کرده بود. این واقعه شریف امامی را به استیضاح کشاند و شریف امامی مجبور شد از سمت خود استعفا کند.
بعد از روی کار آمدن دولت اسدالله علم، علم شغل سابق خود یعنی نیابت بنیاد پهلوی را به شریف امامی سپرد. شریف امامی از این فرصت شغلی جدید استفاده کرد و خودش را بیش از گذشته به شاه نزدیک کرد. این پست تازه برای شریف امامی فرصت خوبی فراهم کرد تا یک رشته از پستهای جدید را برعهده بگیرد. در انتخابات سال ۱۳۴۲ مجلس سنا در انتخابات شرکت و به عنوان سناتور اول تهران به این مجلس راه پیدا کرد و به ریاست مجلس سنا برگزیده شد و توانست رئیس مجلس شورای ملی را هم خودش انتخاب کند تا عملاً کنترل قوه مقننه کشور را در دست بگیرد.
در کنار این پست شریف امامی ریاست هبات مدیره بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران، ریاست اتاق صنایع و معادن و بازرگانی، ریاست کانون مهندسین، عضویت هیات امناء ۷ دانشگاه و چند پست دیگر را به دست آورد و از این راه توانست سهام چند شرکت بزرگ را هم در اختیار بگیرد. این آغاز فعالیتهای اقتصادی شریف امامی بود که با تاسیس یک دامداری در کرج و شهرکسازی و فروش آپارتمان همراه با بهاءالدین کهبد ادامه پیدا کرد. از این راه شریف امام ثروت زیادی اندوخت و به یکی از ثروتمندان درجه اول ایران بدل شد.
یرواند آبراهامیان در کتاب تاریخ ایران مدرن مینویسد: «بخش اعظم زندگی شریف امامی در خدمات دولتی سپری شد. وی که در سمتهایی نظیر ریاست پانزده ساله بر مجلس سنا و نائب رئیس بنیاد پهلوی طی سالهای متمادی خدمت کرده بود، برای تسهیل در قراردادهای پرسود فعالیت زیادی داشت و به همین دلیل به آقای پنج درصدی معروف شد.»
به گزارش رویداد۲۴ جعفر شریف امامی در سال ۱۳۴۶ ریاست مجلس سوم موسسان را در اختیار داشت. این مجلس وظیفه داشت نیابت سلطنت فرح پهلوی را مسجل کند. شریف امامی در اوضاع بحرانی تابستان ۱۳۵۷ و بعد از اینکه دولت تکنوکرات جمشید آموزگار شکست خورد و نتوانست به اوضاع نابهسامان کشور سامان بدهد شاه تصمیم گرفت دوباره از شریف امامی به عنوان نخست وزیر استفاده کند. دلیل انتخاب مجدد شریف امامی توسط شاه این بود که در تابستان داغ ۱۳۵۷ مسجل شده بود که سمت و سوی انقلاب ایران یک انقلاب مذهبی و اسلامی است به همین خاطر شاه تلاش کرد با انتخاب شریف امامی به عنوان یک چهره که از خانواده مذهبی میآید گفتگو با مخالفان مذهبی را آغاز کند و یک دولت آشتی ملی شکل دهد که در آن برخی از خواستههای مردم اجرایی شود.
در اسناد وزارت خارجه بریتانیا درباره روی کار آمدن شریف امامی آمده است: «نیاز چندانی به پیشگویی یا تحلیل سرآمدان داخلی یا ناظران رسمی و غیررسمی خارجی برای شناخت فرد یا جریانی که رهبری جنبش ضد شاه را برعهده داشت، نبود. در این زمان دیگر آیتالله خمینی آشکار و انکارناشدنی به رهبر بیچون و چرای انقلاب اسلامی تبدیل شده بود. در این شرایط، دولت جمشید آموزگار که عمدتا با هدف حل و فصل مشکلات اداری و اقتصادی بر سر کار آمده بود، پس از یک سال، کارآیی خود را از دست داد.»
فصل که به میانه رسید، آموزگار جای خود را به جعفر شریفامامی داد که با برنامه سرعت بخشیدن به آزادیهای سیاسی، اجازه دادن به فعالیت احزاب سیاسی مخالف، بازگرداندن دانشجویان مخالف اخراجی به دانشگاهها، گفتگو با رهبران جامعه مذهبی و دستگیری خرابکاران و عوامل تخریب و آتشسوزی وارد صحنه شد، چنانکه در گزارشهای گوناگون آمریکایی و بریتانیایی آمده، گمان شاه بر این بود که شریفامامی با استفاده از سابقه خانوادگی روحانی خود خواهد توانست به مصالحه با رهبری روحانی نهضت دست یابد.
شریف امامی با نطق معروف «من شریف امامی بیست روز پیش نیستم» دولت آشتی ملی را تشکیل داد. او در میان نخست وزیران پهلوی، تنها کسی بود که پدرش روحانی بود و با همین پیشینه تلاش کرد حمایت روحانیت را به دست بیاورد؛ اقدامی که در آن ناموفق بود.
ناکامی جعفر شریف امامی و دولت آشتی ملی
شریف امامی در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۵۷ زمام امور کشور را با اختیار تام در اختیار گرفت. شریف امامی برای جلب نظر روحانیت اقداماتی فوری انجام داد. تقویم شاهنشاهی را لغو کرد، روحانیون بزرگی را که از سال ۱۳۵۴ در زندان بودند آزاد کرد، کمکهای دولتی به حزب رستاخیز را قطع کرد، ۵۷ قمارخانه وابسته به بنیاد پهلوی را تعطیل کرد، از چهرههای بدنام دربار پهلوی تقاضا کرد به مرخصیهای طولانی مدت در خارج از کشور بروند و با لغو وزارت امور زنان وزارت امور مذهبی را جایگزین آن کرد.
در کنار این اقدامات، جعفر شریف امامی مبارزه وسیعی علیه بهائیت را آغاز کرد. امیر عباس هویدا را از وزارت دربار عزل کرد، هژبر یزدانی سرمایهدار معروف به جرم اختلاس دستگیر شد و دو سپهبد، پزشک مخصوص شاه و رئیس هواپیمایی ملی ایران از سمتهای خود عزل شدند.
اقدامات شریف امامی تا حدی روحانیت میانهرو مثل آیتالله شریعتمداری را راضی کرد. آیتالله شریعتمداری اعلام کرد مردم به نخست وزیر جدید برای اجرای قانون اساسی سه ماه وقت میدهد. شریف امامی برای برگزاری مراسم عید فطر با کریم سنجابی، داریوش فروهر و مهدی بازرگان به توافقاتی دست یافت. وی تظاهرات عید فطر را آزاد اعلام کرد و قول داد نظامیان را در خیابانهای فرعی مستقر کند. در عوض از برگزارکنندگان مراسم قول گرفت که در مسیرهای پیشبینی شده حرکت کنند، از دادن شعارهای ضدشاه خودداری کنند، نظم راهپیمایی را با افراد خود کنترل کنند و در روزهای بعد تظاهراتی نداشته باشند.
مراسط طبق برنامه انجام شد و در شهرهای مختلف ایران جمعیت زیادی در این مراسم شرکت کردند. در تهران بیش از ده هزار نفر در مساجد، حسینیهها و میدان آزادی [شهیاد سابق] گرد آمدند. به گفته یک ناظر خارجی فوج جمعیت با حالتی دوستانه به تظاهرات میپرداختند و در میان آنها اقشار مختلف و عناصر ناهماهنگ در آن شرکت داشتند.
دانشجویان مخالف با لباسهای جین، زنان سنتی با چادر، کارگران در لباس کار، بازاریان کت و شلواری و از همه مهمتر روحانیون با عبا و عمامه. راهپیمایی روز عید فطر بدون هیچ حادثهای به اتمام رسید. اما در سه روز بعد اوضاع وخیمتر شد. مردم حتی با وجود دعوت رهبران مخالف به آرامش به خیابانها ریختند و به دنبال این اقدام دولت هرگونه اجتماع عمومی را ممنوع اعلام کرد اما مردم بدون توجه به این دستور به خیابانها ریختند و در روز ۱۶ شهریور جمعیت حاضر در خیابانها به نیم میلیون نفر میرسید. شعارها شدیدتر و رادیکالتر شده بود. این شعارها درخواست رادیکال تشکیل جمهوری اسلامی را پررنگ و تقاضای معتدل اجرای قانون اساسی مشروطه را به حاشیه برده بود.
محمد رضا شاه پهلوی که احساس میکرد اوضاع دارد از کنترل او خارج میشود در تهران و یازده شهر دیگر اعلام حکومت نظامی کرد. این برای اولین بار از سال ۱۳۴۲ بود که در تهران اعلام حکومت نظامی میشد. شاه امور تهران را به تیمسار اویسی سپرد که در دوره حکومت نظامیاش در سال ۱۳۴۲ به او لقب قصاب ایران داده بودند. شاه همچنین دستور داد چهرههایی مثل سنجابی، بازرگان، فروهر، مانیان، لاهیجی، به آذین، متین دفتری و مقدم مراغهای را دستگیر کنند. عواقب ناگزیر این امر روز بعد مشخص شد و ۱۷ شهریور درگیرهای بسیار خونینی در تهران خصوصاً در جنوب شهر در گرفت. در میدان ژاله که محل زندگی بازاریان در شرق تهران بود حدود پنج هزار نفر دست به تظاهرات زدند. در جنوب تهران برای متفرق کردن جمعیت از تانک و نیروهای کماندو استفاده شد و وقتی این نیروها نتوانستند مردم را متفرق کنند به روی آنها آتش گشودند.
شب حادثه مقامات تعداد تلفات را ۸۷ کشته و ۲۰۵ زخمی اعلام کردند درحالی که طبق اعلام مخالفان تعداد کشتهشدگان به ۴۰۰۰ نفر میرسید. حادثه ۱۷ شهریور به جمعه سیاه معروف شد. افکار عمومی را به شدت جریحه دار کرد و مردم از حکومت متنفر شدند. مخالفتها عمیقتر شد و ایده بازگشت به قانون اساسی به شدت متزلزل گشت. حادثه ۱۷ شهریور برای دولت شریف امامی و شخص شاه یک سلسله حوادث را به دنبال داشت. در بعد از ظهر ۱۷ شهریور آیتالله شریعتمداری به بازرگان و پنج نفر رهبر دیگر کمیته دفاع آزادی و حقوق بشر پناه داد و تاکید کرد با آیتالله خمینی هیچ اختلاف نظری ندارد و عنوان کرد تا زمانی که قانون اساسی اجرا نشود با حکومت حتی مذاکرهای صورت نخواهد داد.
همان شب انجمن حقوقدانان اعلام کرد، چون حکومت نظامی به تصویب مجلس نرسیده غیرقانونی است. علی امینی به عنوان میانجی دربار و حکومت اعلام کرد تا زمانی که شاه کنار نرود صلح با مخالفین غیرممکن است و رهبران جبهه ملی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی اعلام کردند کشتارهای عمومی سازش با رژیم شاه را غیرممکن کرده است. از طرف دیگر اعتصابها دولت شریف امامی و کل حکومت شاه را فلج کرده بود.
در ۱۸ شهریور ۷۰۰ کارگر در پالایشگاه تهران به منظور افزایش حقوق و برچیدن حکومت نظامی اعتصاب کردند. در ۲۰ شهریور کارگران پالایشگاههای شیراز، تبریز، اصفهان و آبادان به اعتصاب کنندگان پیوستند. در ۲۲ شهریور کارگران کارخانه سیمان تهران هم دست به اعتصاب زدند و خواستار اضافه حقوق، لغو حکومت نظامی و آزادی کلیه زندانیان سیاسی شدند. از طرف دیگر در ۲۷ شهریور بانک مرکزی اسامی ۱۷۷ نفر را که حدود دو میلیارد دلار پول از کشور خارج کرده بودند را منتشر کرد. نام شریف امامی هم که حدود ۳۱ میلیارد دلار از کشور خارج کرده بود در میان این اسامی به چشم میخورد. اعتصابات گسترده عملاً دولت شریف امامی را فلج کرده بود. اعتصابات جدای از وجه اقتصادی وجه سیاسی هم پیدا کرده بود. در کنار این اعتصابات تظاهرات نیز ادامه داشت و در اواسط آبان نظامیان به سوی دانشجویانی که میخواستند در محوطه دانشگاه تهران مجسمه شاه را پایین بکشند آتش گشودند و همین مسئله باعث شد انقلاب اوج تازهای بگیرد.
روز بعد دانشجویانی که در حمایت از سی تن از رفقای مقتول خود گرد آمدند به خیابانها ریختند و با شعارهای تند و رادیکال به بانکها، هتلهای لوکس و دفاتر خطوط هوایی خارجی حمله کردند و بعد از بیرون راندن کارکنان سفارت انگلیس بخشی از این سفارتخانه را آتش زدند. مجموع این اتفاقات شریف امامی را وادار به استعفا کرد. شریف امامی در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ از سمت خود استعفا کرد و در نیمه اول بهمن ماه همان سال از ایران گریخت. ابتدا به انگلستان و سپس به آمریکا رفت و در سال ۱۳۷۸ در سن ۷۸ سالگی درگذشت.
آرشیو روزنامه اطلاعات و کیهان
ایران بین دو انقلاب/ یرواند آبراهامیان/ ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمسآوری و محسن مدیر شانهچی/ نشر مرکز
تاریخ ایران مدرن/ یرواند آبراهامیان/ ترجمه محمد ابراهیم فتاحی/ نشر نی
سایت تاریخ ایرانی