مانی نقاش ؛ پیامبری که علیه زندگی شورید
رویداد۲۴ علیرضا نجفی: «روح، زندانی بدن است.» مانی/ «رنج و ناتوانی بود که آخرتها را همه آفرید... خستگی بودکه خدایان و آخرتها را همه آفرید؛ خستگی که میخواهد با یک جهش، جهش مرگ، به نهایت رسد؛ خستگی مسکین و نادان که دیگر «خواستن» نمیخواهد... بیماران و میرندگان بودند که تن و زمین را خوار داشتند و ملک و ملکوت و قطرههای خون بازخرنده راساختند. اما این زهرهای شیرین وافسردگی زا را نیز از تن و زمین گرفتند.» فردریش نیچه، چنین گفت زرتشت، بخش یکم/ «بدن، زندانی روح است.» میشل فوکو
اندیشه زهد و نفرت از جهان مادی ایدهای تکرار شونده در تفکر عرفانی ایران است. دنیاگریزی و گوشه گیری، نگاه گناه آلود به روابط جنسی، تحقیر لذتهای جسمی و انفعال سیاسی و اجتماعی همگی از این آرمان زهد ناشی میشوند؛ تفکری که جهان ماده را شر میدانست و اصالت را به روح میداد. منادی این ایده مانی پیامبر ایرانی بود که در کنار زرتشت و مزدک یکی از سه چهره معنوی ایران پیش از اسلام است که ایدههایش در قرون اسلامی نیز امتداد پیدا کرد و با عرفان اسلامی و ادبیات عرفانی ادامه یافت.
زمانی که در اشعار حافظ میخوانیم: «مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک/ چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم» یا در اشعار مولانا میبینیم: «می وصلی بچشان تا در زندان ابد/ از سر عربده مستانه به هم درشکنم» میتوانیم میراث مانی را در ادبیات و تفکر دوره اسلامی مشاهده کنیم. دوگانگی تن و روح و نفرت از جسم و بدن تاثیر بسیاری بر تمدن ایران و اروپا داشت و شناخت تفکر ایرانی بدون شناخت مانویت ممکن نیست.
زندگینامه مانی نقاش پیامبر ایرنی
مانی در سال ۲۱۶ میلادی در روستای مردینو بابل به دنیا آمد. پدرش پاتیک یک شاهزاده اشکانی بود و مادرش به خاندان کمسرکن تعلق داشت که از خاندانهای متنفذ اشکانی بودند. نام مادر مانی مریم بود و مورخان احتمال میدهند یهودی یا مسیحی بوده باشد. مشهور است که وی افلیج به دنیا آمد و بیزاریاش از دنیا نیز از همین مساله ناشی میشد.
مانی در سالهای نخست زندگی خود تحت تاثیر آموزههای گنوسیستی قرار گرفت. گنوسیس به معنی معرفت پنهان است، معرفتی که مستقیما از طریق منشا الهی به فرد الهام شده است. باور قطعی گنوسیستها بر وجود دو خدای خیر و شر در جهان مبتنی بود که ریشه در مزداییسم و مهرپرستی داشت. مانی هم به این باور رسید که جهان از دوگانه خیر و شر ساخته شده، ولی تاکید بیشتری بر شر داشت و معتقد بود جهان خیر، نور و روحانیت زیر سیطره شر، ماده و جسمانیت رفته و در اسارت است.
عقاید مانی چه بود؟
عقاید مانی در مرحله اول ملغمهای بود از مسیحیت گنوسیست و آیین مزدایی. وی مدتی بعد گفت که در سیزده سالگی بر او وحی شده و فرمان یافته از سه چیز پرهیز کند؛ خوردن گوشت، نوشیدن شراب و همبستر شدن و داد و ستد با زنان. مانی بر اثر این وحی به مسنه (مرکز منطقۀ مِسِنیادر یونان) میرود و به عضویت فرقهای به نام الخائیسه در میآید.
در این فرقه تن را غسل میدادند تا از پلیدیها پاک شود. اما مانی معتقد بود که نمیتوان تن را با غسل از آلودگیها پاک کرد. مانی به پیروان الخائیسه گفت عیسی مسیح از غسلهای مکرر شما راضی نیست. او اینگونه گفت که الخسای بزرگ فرقه، عیسی را در مکاشفهای دیده و از وی شنیده که کشاورزی و پختن نان و غسل کردم آزارش میدهد.
مانی در ۲۴ سالگی ادعای پیامبری کرد و دعوت خود را آشکار کرد و خود را آخرین پیامبر نامید. مانی تبلیغ را از خانواده خود آغاز کرد و به هندوستان و قسمت خاوری فلات ایران رفت تا دینش را تبلیغ کند. مانی پس چند سال به بابل رفت و پس از فعالیت تبلیغی در آن منطقه به ایران بازگشت و با شاپور اول ساسانی دیدار کرد.
مانی کتابی به نام شاپورنامه نوشت و به پادشاه تقدیم کرد و توانست نظر مساعد شاه را جلب کند. شاپور نیز اجازه تبلیغ مانویت در ایران را به مانی و پیروانش داد. از آن به بعد مانویت در ایران گسترش روزافزونی یافت و مانی تعدادی از شاگردان خود را به مناطق دورتر فرستاد تا دینش را تبلیغ بکنند. مانی به قدری به شاپور علاقهمند شد که در یکی از جنگهای وی با امپراطوری روم همراهیاش کرد در میدان نبرد با رومیان جنگید. مانی مهرشاه برادر شاپور را نیز به آیین خود درآورد و شاگردانش را برای گسترش مانویت به مصر فرستاد.
مانویت به سرعت گسترش پیدا کرد و در هند، اروپا و آسیای مرکزی پیروان بسیاری پیدا کرد. مانی همچنین گروهی از کاتبان را سازمان داد تا نوشتههای او را به زبانهای مختلف کتابت کنند. مانی پس از مرگ شاپور اول با فرزند او هرمز رابطه خوبی برقرار کرد، ولی مدت سلطنت هرمز کوتاه بود.
مرگ مانی پیامبر
بهرام یکم جانشین هرمز، تساهلی با مانی نداشت و تحت تاثیر کاهنان زرتشتی که مانی را خطری برای بنگاه خود میدانستند دستور دستگیری و زندانی کردن وی را داد.
مانی در سال ۲۷۷ میلادی پس از آنکه ۲۶ روز زیر غل و زنجیر قرار داشت جان باخت. از میراث مکتوب مانی آثار قابل توجه باقی مانده است. مانویان هفت کتاب مقدس دارند که اغلب به زبان سریانی یعنی زبان مقدس بین النهرین نوشته شدهاند و هر کدام قسمی از دین مانویت را در بر دارند. مثلا کتاب پراگماتا راه و روش روزهگیری، زهد و عبادت را میآموزاند و به نوعی کتاب فقهی مانی است.
مانی همچنین کتابی به نام ارژنگ نوشت که در آن آموزههایش را با تصاویری که نقاشی کرده بود، بیان میکرد. به همین دلیل به مانی پیامبر نقاش نیز میگویند.
بیشتر بخوانید: زرتشت ؛ پیامبری فراسوی خیر و شر
سخنان مانوی پیامبر
به گزارش رویداد۲۴ در آیین مانوی، مانند آنچه در زروانیسم وجود داشت، دو خدای خیر و شر وجود دارد. هرچه خیر و نیکی است آفریده خدای خیر است و هر چه شر و بدی ست آفریده خدای شر. نور در جهان بالا و خیر و ظلمت در زمین قرار دارند. ظلمت با نور دائم در ستیز است و انسان حاصل این ستیز و برآمده از هر دوی آنان.
خیر و شر یا همان خدا و شیطان هر کدام برای به دست آوردن انسان تلاش کردند. خدای خیر برای رهایی انسان از ظلمت عیسی ناصری را فرستاد و درهای فیض و رحمت را بر آدمیان گشود. خدای شر و ظلمت نیز حوا را فرستاد تا آدمرا گمراه کند. عیسی به آدم توصیه کرد از زنان بپرهیزد، ولی آدم گوش نسپرد و هبوط کرد.
حوا خوراکهای لذیذ به آدم نشان داد و با او همبستر شد و از زاد و رود آنان دختری به نام «آز» زاده شد. آز تبدیل به کاراترین ابزار اهریمن برای فریب انسانها شد و تبدیل به دشمن اصلی نور و خدای خیر شد.
سلاح «آز» آمیزش جنسی و خوراکیهای لذیذ است و بنابر اعتقاد مانی هر انسانی با زنی همبستر شود نیروی نورانی و خیر وجودش زایل خواهد شد بنابراین زن در الهیات مانوی مساوی با شر است و تمام زنان در آن شیاطینی وسوسهگر توصیف میشوند. برای مانویان هیچ چیزی بدتر از عاشق شدن و همخوابگی مرد و زن نبود. چنین چیزی را گناه کبیره مینامیدند.
مانی معتقد بود خدای شر بدن انسان را آفریده و خدای خیر روح او را. اما روح زندانی تن شده و از آن تا زمان مرگ رهایی ندارد. سعادت آدمی در آیین مانوی پس از مرگ شروع میشود و انسان در جهان کنونی هیچ حق لذت بردن ندارد. وظیفه انسان در دنیا دوری کردن از خوردن گوشت و میوه و غذاهای لذیذ، دوری گزیدن از زنان، نخوردن شراب، پرهیز از پوشیدن لباسهای نو و خلاصه ترک همه لذتهای دنیوی است. انسان هر چه بیشتر بر بدن خود سخت بگیرد و آن را آزار دهد سعادتمندتر میشود و روحش پرورش پیدا میکند. آفریدگان اهریمن در گوشت حیوانات و تن زنان و میوه پنهان شدهاند و منتظر انسانها هستند تا وارد بدنشان شوند. بنابرین مانی با این ایده بنیانگذار زندانی شدن تن در روح شد؛ اعتقاد به روح و برتری آن به قدری بزرگ شد که بدن زیر بار فشار آن له شد و به اسارت روح باوری در آمد.
رفتار مانی در حوزه شخصی بسیار ستوده شده و او را به صلح میشناسند اما مشکل آنجا ود که در حوزه جمعی رفتار فردی نمیتوانست پیش برنده باشد. مانی قدرت سیاسی و دخالت در سیاست را نیز کار شیطان میدانست و پیروانش از سیاست دوری میکردند. در یونان باستان سیاست شرط سعادت بود چرا که سعادت و خوشبختی انسان به صورت جمعی و در دولت محقق میشد. مانی این ایده را بر عکس کرد و سعادت را شخصی کرد و نوعی انفعال سیاسی را در ذهنیت مذهبی پایهگذاری کرد. او مخالف آباد سازی، توسعه و شاد زیستن انسان بود. بی توجهی به سرنوشت جمعی و شخصگرایی از دیگر میراثهای مانی بود. میراثی که نوعی انقیاد سیاسی به وجود آورد که تا همین امروز نیز کمابیش باقی است. شاید امروزه کسانی که شعارهایی مانند «سیاست پدر و مادر ندارد» و «من سیاسی نیستم» میدهند، ندانند که تا چه حد وامدار مانی هستند.
پیروان مانی مکلف بودند اغلب اوقاتشان را به عبادت و ریاضت و زهد بگذرانند و اغلب اوقات گرسنگی بکشند و تا میتوانند به بدن خود سختی بدهند. مانی میگفت پیروانش باید سه قفل داشته باشند. یکی بر دل که به آیین مانی شک نکنند، دیگری بر زبان که سخن غیر دینی نگویند و سومی بر دست که کارهای خلاف دین انجام ندهند.
تاثیر آموزههای مانی بر غرب
به گزارش رویداد۲۴ تاثیر مانی در ایران نوعی دنیاگریزی و زهد را دامن زد. مایکل اکثورثی مینویسد: «او تاثیر خود را گذاشت و گسترهای از نظامهای اعتقادی را با اندیشههایی زیان آور و ناامید کننده درباره ناپاکی، فاسد بودن وجود مادی، و گناه لذت جنسی ملوث کرده بود.» اما تاثیر بیشتر آموزههای مانی در غرب بود و به تعبیر اکثورثی این تکان دهندهترین جنبه تاثیر مانویت بود؛ چرا که زهدگرایی مفرطی را در الهیات مسیحی دامن زد که در قرون وسطی به اوج رسید.
آگوستین قدیس یکی از پدران کلیسا و شاید تاثیر گذارترین چهره تاریخ مسیحیت است. آگوستین پیش از آنکه به مسیحیت گرایش پیدا کند، یک مانوی بود. او در کتاب اعترافات میگوید مردم را به مانویت دعوت میکرده است. آگوستین مفاهیم مسیحیت را تحت تاثیر آموزههای مانی پرورش داد. ایده گناه نخستین که بر اساس آن همه انسانها به دلیل گناه آدم ابوالبشر گناهکار به دنیا میآیند، متاثر از مانویت بود.
آگوستین همچنین روابط جنسی، لذتهای دنیوی و حتی پژوهشهای علمی دوران خود را طرد میکرد و در این خوانش زاهدانه، خود را وابسته به مفاهیم مانوی میدانست. آگوستین کودکان غسل تعمید نیافته را لعن میکرد و بر تقدیر ازلی و رستگاری کسانی که خدا برگزیده ایمان داشت. نفرت بی حد و اندازه آگوستین از دنیای مادی در مقابل دیگر متاله همزمان با او یعنی پلاگسوس داشت. پلاگیوس بر اراده آزاد تاکید میکرد و دیدی بسیار خوشبینانهتر و مادی گرایانهتر از آگوستین و ریشههای مانوی تفکر وی داشت. اما کلیسا افکار آگوستین را تایید کرد و به تعبیر مورخان بزرگترین و زیانبارترین اشتباه خود را مرتکب شد.
آکسورثی در کتاب امپراتوری اندیشه تاثیر مانی و آگوستین بر غرب را بسیار تلخ توصیف کرده است. او در متنی به تندی مینویسد: «شکل و ساختار کاملا خشن مانوی-آگوستینی، که بعدها کلیسای مسیحی در قرون وسطی از آن پیروی کرد، زندگی میلیونها نفر را نابود کرد و امروزه هم تاثیرات تلخ و تاسف بار آن پابرجاست. تنفر از جسم بشر، نفرت از تمایلات جنسی و احساس گناه در مورد آن، زن ستیزی، جبر گرایی و بی مسئولیتی حاصل از آن، آرمانی کردن روح در حد وسواس، تحقیر ماده در واقع همگی از آموزههای اصیل عیسی هم به دور بودند.»
رقیب این نگاه مانوی آگوستین همان انسانگرایی پلاگیوس بود که در دوران قرون تاریک واپس زده شد و در رنسانس بار دیگر روی کار آمد و نگاه مانوی آگوستین را کنار زد و انسان و اراده آزاد را در متن الهیات مسیحی قرار داد. غرب با کنار زدن دنیاستیزی وارد عصر زایش و مدرن شد اما آثار این آرمان زهد هنوز در ایران باقی مانده و سایهاش را بر هستی و سرنوشت انسانها گسترانیده است.
منابع:
امپراتوری اندیشه / مایکل آکسورثی / نشر ققنوس
تاریخ ایران کمبریج / جلد سوم / تالیف گروهی از ایرانشناسان / نشر مهتاب
مانی پیامبر شادی ستیز / امیرحسین خنجی / نشر ایران تاریخ
تاریخ جامع ادیان / جان ناس / نشر علمی فرهنگی